هشدار: این متن بخشهای از داستان فیلم را لو میدهد.
بعد از دستهگلهایی که هالیوود در تابستان امسال با بلاکباسترهای پرتعداد خجالتآوری که راهی بازار کرد به آب داد، خیالم راحت شده بود که تابستان تمام شده و فیلمهای خوب پاییزی کابوس چند ماه گذشته را قابلفراموش میکنند، اما متاسفانه هنوز یک دستهگل دیگر مانده بود و آن «جوخهی انتحار» است. نمیدانم این حاصل یک اتفاق تصادفی است یا اینکه ما دستهجمعی در درگاه خداوند معصیتی مرتکب شدهایم و لیاقت این عذاب دستهجمعی را داریم، اما «جوخهی انتحار» که شاید موردانتظارترین فیلم تابستان امسال بود، میتواند افتضاحترین فیلم امسال هم لقب بگیرد. نه، اغراق نمیکنم. من خوشبختانه یا بدبختانه تقریبا تمام افتضاحهای امسال را تماشا کردهام. بنابراین وقتی میگویم «جوخهی انتحار» افتضاحترین فیلم تابستان امسال است، یعنی با دانش کامل به این نتیجه رسیدهام. متاسفانه این لقب را باید به فیلمی بدهم که بهشخصه بهطرز غیرقابلباوری به آن امیدوار بودم. اما کاش دستم میشکست و امیدها و خوشنودیهایم را مکتوب نمیکردم.
درست برخلاف «بتمن علیه سوپرمن: طلوع عدالت» که شکستش از چند کیلومتری مشخص بود، به نظر میرسید دیسی با «جوخهی انتحار» سر عقل آمده است و قرار است یک اکشن سرگرمکنندهی شوخ و جذاب تحویلمان بدهد و مزهی تلخ باقی مانده از «بتمن علیه سوپرمن» را از بین ببرد. اما وقتی آنها ایدهی هیجانانگیزی مثل به جان هم انداختن خفاش گاتهام و پسر کریپتون را خراب کردند، چه انتظاری میرفت که چنین کاری را با یک ایدهی جذاب دیگر نکنند. همین اتفاق هم افتاده است. «جوخهی انتحار» چنان ساختهی بیسروته و مسخرهای است که «بتمن علیه سوپرمن» در مقایسه با آن ی
برچسب:
نویسنده: یونا مرادیان
تاريخ: پنجشنبه
2 تير
1401 ساعت: 16:25